
شعرهای من
تا دل به مهرت دادم….
تا دل به مهرت دادم، بر من جفا نمودی تا کی اسیر کویت؟تو همدمم نگشتی. در کوچه وخیابان، روزی گذر بکردم تو در کناری جَستی،

تا دل به مهرت دادم، بر من جفا نمودی تا کی اسیر کویت؟تو همدمم نگشتی. در کوچه وخیابان، روزی گذر بکردم تو در کناری جَستی،

در کلاس نشسته بودم که استاد وارد کلاس شد. سایت دوستی را می دیدم که ویدیویی زیبا در ابتدای سایتش داشت….

پارسال درابتدای خرداد ۱۴۰۱ با کلاسهای از ایده تا اجرای استاد کلانتری آشناشدم وچقدر دوست داشتم در کلاس حضوری ایشان شرکت کنم. ولی یک چیزی

براساس یک داستان تخیلی نوشته شده است وهیچ کدام از شخصیتها وجودی خارجی ندارند…. نامم آرش است و ۶۳ سال دارم. مدتها پیش بعلت طرد

عشق یعنی گِل را.. گُل بکنی عشق یعنی مشکلی حل بکنی عشق، یعنی صدای هر طپش نبض دیدارت را، تو مشکل بکنی عشق، یعنی محبت
آخرین نظرات: