
خویشتن داری وکنترل احساسات
تاثیرانتخاب در زندگی…
محدثه برای تولد مادرش به گلفروشی رفت تا چند شاخه گل ویک دسته گل یا سبد گل بخرد. وارد مغازه ی گلفروشی شد. مردی حدودن

محدثه برای تولد مادرش به گلفروشی رفت تا چند شاخه گل ویک دسته گل یا سبد گل بخرد. وارد مغازه ی گلفروشی شد. مردی حدودن

یکی از دوستانم در گروه گفتگو پرسید چه مینویسید؟ وهمین امر، باعث شد که بسمت نوشتن این

آن اوایل که آزادنویسی را شروع کرده بودم برای سرعت بیشتر با ۴ یا ۵ رنگ خودکار متفاوت مینوشتم، وهرکجا گیر میکردم برای ازدیاد سرعت،

متنی هدیه به سایت اهل نوشتن دراندیشه نگاشتن بودم وچشمانم رابستم تا دایره لغات به فریادم برسد. یاد کتاب فرهنگ طیفی سلولهای خاکستری مغزم را

درحال نوشدن یک ایده ی جدید بودم که، دیدم تمام کلمات از ذهنم درحال فرار هستند . کلمه ها از دستان من فرار میکنند ودوست

روز آخر سال خسته تر از این بودم که بنگارم. بناچار ویس خوب خانم فلاح وچند ویس دیگر را که برایم دل انگیز بود میگذارم
آخرین نظرات: