قبل
بعدی
جدیدترین مطالب
شعرهای من

چون توحاضر میشوی

چون تو حاضر میشوی او درخودش گم می‌شود اندکی خود دار باش عالم هویدا می‌شود #نداشعر ادامه نویسی از متن زیبای #سعدی

ادامه مطلب »
شعرهای من

من وحسرت من وآه…

من وحسرت، من وآه، آرزوهایی تباه می‌نویسد به قلم درد هرز هر گناه بوی نارنج، به هر نگاه میکند مستت، به افیونِ گناه غرق هر

ادامه مطلب »
دغدغه ها در پارک راه میروند..

دغدغه ی مردم در یک نگاه

در رابستم و بطرف پارک حرکت کردم. از سراشیبی کناری رد شدم. درختان زیبا و تتومندش حکایت از بهاری دل انگیز داشت. درخردادی زیبا بسر 

ادامه مطلب »
شعرهای من

چه قیامتست جانا…

چه قیامت است جانا ؟ قد سرو و ماه رویت تو به عاشقان عیان نمودی دل من مثال خون شد که دلت را دور نمودی

ادامه مطلب »
شعرهای من

شروع من…

شروع من، از تو بود شروع تو ، از که بود؟ مگر من با زایش لبخندی درقلبت گام مگذاردم؟ به من بگو شروع تو از

ادامه مطلب »
نوشتن

مقاله ی ۲۰۰۰ کلمه ای

درحال خوردن یک نوشیدنی گرم بودم وبه منظره ی زیبای مقابل چشمم نگاه میکردم. محیطی سرسبز با جنگلی انبوه در مقابل چشمم بود. دلم دوهزار

ادامه مطلب »

عضویت در خبرنامه