در لحظه ای تمنای من شدی و سبب نمودِ معجزه ای بودی که؛ سالیان سال منتظر وقوعش بودم.
در لحظه ای سکوت وجودم را شکستی و با همهمه ی ظهورت حضورت را بر من نمایاندی.
در لحظه ای فریاد برآوردی و اعتراضت را در اقتداری آتشین جشن گرفتی و آن لحظه حکم قلبم را در دستانم گذاردی.
در لحظه ای با اشک جوشیدی ودر لبخند حل شدی و شادیت را با حلاوت دستانت لمس کردی.
درلحظه ای تصمیمی شدی برای روحت. نه تو بودی و نه من که همه؛ در وجود آوای نُتی رقصان شدیم.
در لحظه ای پیانویی بودی برای چشمانت تا زیبایی احساست را به تصویر بکشی.
در لحظه ای اوج شدی برای ظهور حضورت و کودک شدی برای بلوغ بالغت.
در لحظه ای در لحظه بودنت را در لحظه ای زیستی تا؛ لحظاتی زیبا برای هر لحظه ات بیافرینی.
ساعت ۱۸:۲۷ روز شنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۲




آخرین نظرات: